مرتضى مطهرى

61

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

آن داشته باشيم ، و حدّ كامل يك مفهوم از نظر مرز بر ما مجهول است ، يعنى طورى است كه در مورد بعضى افراد ترديد مىكنيم كه آيا داخل در اين مفهوم هست يا نيست ، مىخواهيم آن طور روشن شود كه به اصطلاح ، جامع افراد و مانع اغيار باشد ؛ و چنان كه مىدانيم در همهء علوم قبل از هر چيزى نياز به يك سلسله تعريفات براى موضوعاتى كه در آن علم طرح مىگردد پيدا مىشود ، و البته تعريفات در هر علمى غير از مسائل آن علم است ، يعنى خارج از علم است و استطراداً آورده مىشود . كار منطق در بخش تصورات اين است كه راه صحيح تعريفات را به ما ارائه دهد . سؤالها اينجا مناسب است كه به يك مطلب اشاره شود و آن اين كه سؤالاتى كه بشر در مورد مجهولات خود مىكند يك جور نيست ، انواع متعدد است و هر سؤالى فقط در مورد خودش درست است و به همين جهت الفاظى كه در لغات جهان براى سؤال وضع شده است متعدد است ؛ يعنى در هر زبانى چندين لغت سؤالى وجود دارد . تنوع و تعدد لغتهاى سؤالى علامت تنوع سؤالهاست ، و تنوع سؤالها علامت تنوع مجهولات انسان است ، و پاسخى كه به هر سؤال داده مىشود غير از پاسخى است كه به سؤال ديگر بايد داده شود . اينك انواع سؤالها : 1 . سؤال از چيستى : چيست ؟ ما هُو ؟ 2 . سؤال از هستى : آيا هست ؟ هَل ؟ 3 . سؤال از چگونگى : چگونه ؟ كَيف ؟ 4 . سؤال از چندى : چقدر است ؟ چند تاست ؟ كَم ؟ 5 . سؤال از كجايى : كجاست ؟ أَينَ ؟ 6 . سؤال از كِى : چه زمانى ؟ مَتى ؟ 7 . سؤال از كيستى : چه شخصى ؟ مَن هو ؟ 8 . سؤال از كدامى : كداميك ؟ أَىّ ؟ 9 . سؤال از چرايى : علت چيست ؟ يا فايده چيست ؟ و يا به چه دليل ؟ لِمَ ؟ پس معلوم مىشود وقتى كه دربارهء يك شىء مجهولى سؤال داريم مجهول ما به چند گونه مىتواند باشد و قهراً پرسش ما چند گونه مىتواند باشد ؛ گاهى مىپرسيم كه